تبليغاتX
زمزمه های شبانه ام را کدام دل گوش است..؟
پسته دیگه.. پست جدید !
 

راستش این روزا خیلی سرم شلوغه.

یه جورایی همه دست به دست هم دادن که سرم رو گرم نگه دارن تا تنهایی و دوری و غم و غصه دورمو نگیره...

انقدر تلاش میکنند که دیگه نمی تونم تنهایی حتی یه نفس هم بکشم...

دلم واسه با خودم بودن خیلی تنگ شده.

همین یه پستم با هزار بد بختی دارم میذارم. هر چی میگم بابا تو رو خدا بی خیال شین مگه توی گوششون فرو میره. در این یه هفته فکر کنم جایی نموند که نرفته باشم..

یه جورایی خیلی خوب بود.یه هفته استراحت کامل... خیلی احتیاج داشتم تا یه تجدید قوای اساسی کنم..یه کم جون بگیرم.

از خدا برای همشون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.آرزو دارم بتونم حداقل توی خوشی هاشون جبران کنم.

از قدیم گفتن هیچی دوست خوب نمیشه

راستی میخواستم از همه ی کسانی که برای پست قبلیم نظرات با ارزششون رو گفتن تشکر کنم و جواب تک تکشون رو بدم. اما به نظرم رسید اگه بقیه هم این جواب ها رو بخونند بد نباشه.

برای همین اونا رو توی این پست ذکر میکنم.

مقداد گفته بود ما خیلی چیزا رو نمی دونیم خیلی چیزی رو نمی فهمیم و عقلمون به خیلی چیزا نمیرسه پس کامل نیستیم.اما من میگم ما اگه بخوایم همه چیز میدونیم و می فهمیم.فقط اگر بخوایم.اینکه ما فکر میکنیم کامل نیستیم فقط برای اینه که از این کمال آگاهی نداریم.

مقداد گفت ما تلاش میکنیم تا به کمال برسیم و به این میگن پیشرفت اما من میگم تلاش ما برای رسیدن به کمال نیست برای رسیدن به آگاهیه. عرفای بزرگ ما مثل خرقانی..مولوی و غیره به کمال نرسیدند فقط از این کمال آگاه شدن.

رامسین میگه هر کس به کمال برسه آزاد میشه پس چرا ما آزاد نیستیم. من میگم اول کافیه کمال رو باور کرد. و بعد هم می پرسم که رامسین آزادی رو توی چی میبینه؟ ما همه آزادیم.فکر و اندیشه ی آزاد داریم.اگر نمی تونیم اونا رو بیان کنیم دلیلش اینه که خودمون خودمون رو محدود کردیم.(جمال زاده میگه از ماست که بر ماست)

و بعد هم به رضا جواب میدم و میگم که از قضاوت سریعش جا خوردم.چون حکم من عجولانه صادر نشد. اندیشه های من برای اینکه به باورم تبدیل بشن از مرحله های زیادی عبور میکنن..

و  در رابطه با سوالش هم که راجع به انسان های اولیه بود باید مشابه جواب مقداد رو بدم.اونا هم کامل بودن فقط به مرور زمان آگاه شدند.آگاهی و علم بود که تغییر کرد.

و در نهایت اینکه از همه ممنون

گفته های همه محترم هستند برای من.فقط میخواستم نظر خودم رو راجع به نظرات ارزشمندتون بگم.

همین.

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 21:49  توسط ماهمهر  |