تبليغاتX
زمزمه های شبانه ام را کدام دل گوش است..؟
باور جدید من: همه ی ما کامل هستیم

 

چند روزیه یه کتاب جدید شروع کردم. اسمش صدای معرفته. از کتابهای مربوط به خرد تولتک٬ قوم باستانه.

این تولتکی ها هم قوم جالبی بودند. البته این کتاب داستان قوم تولتک رو نمیگه. بلکه نویسنده اش از کسانیه که راه کارلوس کاستاندا رو پیش گرفتن.گرچه هیچ کدوم از این افراد با کاستاندا و تفکرش قابل مقایسه نیستند اما تعمق در آثارشون میتونه در زندگی مفید باشه.

تا همین نصفه های کتاب که خوندم با نظریه های جالبی آشنا شدم.

دون میگل روئیس توی این کتابش میگه از زمانی که آدم و حوا (یعنی خود نوعی ما) میوه ی درخت ممنوعه رو خوردند٬نوعی معرفت یا دانش به دست آوردند که از اون به بعد تونستند خوبی و بدی رو از هم تشخیص بدن.از اون زمان تا کنون مبارزه ای در ذهن انسانها بین حقیقت و آنچه حقیقت نیست شروع شد. وزندگی ما و ذهنمون سرشار از این صدای معرفت و دروغهایی شد که مدام ما رو همراهی میکنه.

وقتی خوب فکر میکنم میبینم راست میگه. ما وقتی به دنیا می آییم از خوبی و بدی هیچی نمی دونیم  تا کم کم مادر و پدر بهمون میگن "این کار خوب نیست" یا "اگه میخوای دختر خوبی باشی باید این طور رفتار کنی".

این در واقع به این معنیه که من اگه اینکار را انجام ندم دختر بدی ام.پس من همون طور که اونا میخواهند رفتار میکنم و حتی ممکنه جایزشو که یه عروسکه خوشگله هم بگیرم اما در اثر این تظاهر یه تضاد درونی به صورت نا خود آگاه در ذهنم به وجود میاد که "من دختر خوبی نیستم.من فقط اینطور وانمود کردم".

و اینگونه ذهن من از این صدای معرفت پر میشه که با دروغهاش میخواد به من بگه من خوب نیستم.من اونطور که باید باشم نیستم.و.....

و از اون به بعد شروع میکنم به اینکه کسی باشم که نیستم. وقتی که کودکیم اصیل و صادقیم و هرگز به چیزی که نیستیم وانمود نمیکنیم.تمایلمان بازی کردن و کشف کردنه.زیست و در همان لحظه لذت بردن.

 

نکته: یه باور جدید توی ذهنم به وجود آوردم.و این باور از وقتی در من شروع به رشد کرد که فهمیدم چیزی که من بهش فکر کردن میگم و مدام در ذهنم به من یادآوری میکنه که من چیزی که باید باشم نیستم٬ دروغی بیش نیست.

 

و باور جدید من: ما همگی به خدا و عظمت و کمالش معتقدیم.مطمئنم عده ی خیلی کوچیکی در کل دنیا هستن که خدا رو قبول ندارند. همه ی ما میدونیم که خدا کامله.و آفرینش اون که همه ی آسمانها و کره ها و ستارگانه بدون نقصه.غیر از اینه؟ و مطلب دیگه این که خدا خودش گفته انسان اشرف مخلوقات منه .

حالا چه طور میشه که بعضی ها ادعا میکنن انسان کامل نیست.یا میگن هیچ کس کامل نیست.

و این باور جدید منه.من نمیتونم بپذیرم خالقی که همه ی زمین و زمان به کمالش واقف هستن٬ موجودی خلق کنه و تازه اون رو اشرف مخلوقاتش هم قرار بده در حالی که این موجود کامل نیست!

خیلی خنده دار میشه.پس ما همه کاملیم.همه چیز در آفرینش پروردگار کامله و اگر کمال خودمون رو نمی بینیم برای اینه که توجه ما به سمت داستان ها و دروغهایی متمرکز شده که ما رو از دیدن حقیقت باز میداره.

در حالی که با آگاهی میشه این داستانهای ذهنی رو تغییر داد و به سمت حقیقت بازگشت.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 10:20  توسط ماهمهر  |